اول از بوغ علیشاه بپرسید..!!!

 

سوال--؟          سیصد وسیزده یعنی چه ؟ 

                      نگاه کنید وتعجب نمائید .

جواب   انه بقیت الله الاعظم الحجه بن الحسن المهدی  = 313 

        به این میگویند  جواب... باکمک علم حروف..کاملا بی سابقه.

         =  بقیت الله خیر لکم ان کنتم مومنین .=          313   

                حروف خالص و خوانا = 313

     او لی الامر = حروف خالص وخوانا  = 313

و....... ده ها مورد مهم دیگر  که بهتر است  فعلا  بماند ...

 

بقیت الله  =  محمد المهدی =  حجه ابن الحسن  = حجه العصر =

 حجه الله = آیه الله  = ع ج ب ج د ا ...  ثلاث وثمانین

براستی . موارد فوق عجیب نیستند.؟

بکر وناگفته و جدید نیستند .؟

آیا در سایت یا وبلاک دیگری هم پیدا میشوند ؟

واکنش شما چیست ؟ اگر شما درک واستقبال میکردید .

شگفتیهای بسیاری برای گفتن و انتشار هست اما ظاهرا

 مسائل مادی بیشتر جلب توجه میکند.

این زمان بگزار تا وقت دگر .        اما... اگر....

 


یکى از توقیعات با اهمیت ، توقیعى است که توسط محمد بن عثمان در پاسخ به مکتوب اسحاق بن یعقوب از ناحیه امام زمان (ع) صادر شده است.

این توقیع مشتمل بر مطالب مهم و نکات قابل توجهى است و بیشتر مسائل مختلف اجتماعى در آن مطرح شده است .لذا از اهمیت خاصى برخوردار مى‏باشد بویژه این توقیع، متضمن تعیین وظیفه مردم در زمان غیبت کبرى، و بیان علت غیبت و معرفى و مشخص نمودن هویت بعضى از افراد است .

این توقیع شریف هم به صورت تقطیع شده در ابواب مختلف کتب روایى مندرج شده و هم به صورت کامل در بعضى کتب معتبر حدیثى نقل شده است . ما سعى خواهیم کرد منابع آنها را تا حد توان مشخص کنیم.

لازم به یادآورى است که بعضى از قسمتهاى این توقیع ، نیاز به مباحث اجتهادى و فقهى دارد و مى‏بایست براى فهمیدن آن قسمتها، به صاحبان فن و کتب فقهى استدلالى مراجعه کنیم تا بتوانیم حکم شرعى و معناى صحیح آن را به دست آوریم. متأسفانه مقام گنجایش توضیح و تفسیر آنها را ندارد و علاقمندان باید خود تحقیق و تفحص بیشترى در آنها بنمایند.

به خاطر اهمیت این توقیع شریف ، متن عربى همراه با ترجمه آن را نقل مى‏کنیم تا زمینه مطالعه دقیق را فراهم سازد.

حدثنا محمد بن محمد بن عصام الکلنى رضى الله عنه قال: حدثنا محمد بن یعقوب الکلینى ، عن اصحاق بن یعقوب قال: «سألتُ محمد بن عثمان العمرى رضى الله عنه ان یوصل لى کتاباً قد سالت فیه عن مسائل اشکلت على فورد (ت فى) التوقیع بخط مولانا صاحب الزمان علیه السلام: «اما ما سألت عنه ارشدک الله و ثبتک من امر المنکرین لى من اهل بیتنا و بنى عمنا ، فاعلم انه لیس بین الله عزوجل و بین احد قرابة، و من انکرنى فلیس منى و سبیله سبیل ابن نوح علیه السلام .

امّا سبیل عمى جعفر و ولده فسبیل اخوة یوسف علیه السلام . 1

اما الفقاع فشربه حرام، ولاباس بالشلماب. 2

و اما اموالکم فلا نقبلها الا لتطهروا، فمن شاء فلیصل و من شاء فلیقطع فما آتانى الله خیر مما آتاکم.

و اما ظهور الفرج فاِنّه الى الله تعالى ذکره ، و کذب الوقاتون. 3

و اما قول من زعم ان الحسین علیه السلام لم یقتل فکفر و تکذیب و ضلال . 4

و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الى رواة حدیثنا فانهم حجتى علیکم و انا حجةالله علیهم .5

و اما محمد بن عثمان العمرى - رضى الله عنه و عن ابیه من قبل - فانه ثقتى و کتابه کتابى.6

و اما محمد بن على بن مهزیار الاهو ازى فسیصلح الله له قلبه و یزیل عنه شکه.

و اما ما وصلتنا به فلا قبول عندنا الا لما طاب و طهر، و ثمن المغنیة حرام. 7

و اما محمد بن شاذان بن نعیم فهو رجل من شیعتنا اهل البیت .

و اما ابو الخطاب محمد بن ابى زینب الاجدع فملعون و اصحابه ملعونون فلا تجالس اهل مقالتهم فانى منهم برى و آبائى علیهم السلام منهم براء . 8

و اما المتلبسون باموالنا فمن استحل منها شیئا فاکله فانما یؤکل النیران . 9

و اما الخمس فقد ابیح لشیعتنا و جعلوا منه فى حل الى وقت ظهور امرنا لتطیب ولادتهم ولا تخبث .10و اما ندامة قوم قد شکوا فى دین الله عزوجل على ما وصلونا به فقد أقلنا من استقال ، ولا حاجة فی صلة الشاکین.

و اما علة ما وقع من الغیبة فان الله عزوجل یقول: « یا ایها الذین آمنوا لاتسئلوا عن اشیاء ان تبدلکم تسؤکم» 11 انه لم یکن لا حد من آبائى علیهم السلام الا و قد وضعت فى عنقه بیعة لطاغیة زمانه، و انى اخرج حین اخرج ، ولا بیعة لا حد من الطواغیت فى عنقى.12

و اما وجه الانتفاع بى فى غیبتى فکالانتفاع بالشمس اذا غیبتها عن الابصار السحاب و انى لامان لاهل الارض کما ان النجوم امان لا هل السماء ، فأغلقوا باب السؤال عما لا یعنیکم ، ولا تتکلفوا علم ما قد کفیتم، و اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج ، فان ذلک فرجکم و السلام علیک یا اسحاق بن یعقوب و على من اتبع الهدى.» 13

اسحاق بن یعقوب مى‏گوید: «از محمد بن عثمان - رضى الله عنه - خواهش کردم نامه مرا که مشتمل بر پاره‏اى از مسائل مشکلى که برایم پیش آمده بود ، به ناحیه مقدسه تقدیم دارد . (او هم پذیرفت) و جواب آن به خط مولایم امام زمان (ع) بدین قرار صادر شد: «خداوند تو را هدایت کند و بر اعتقاد حق ثابت و پایدار بدارد. این که سؤال کرداى بعضى از افراد خاندان ما و عمو زادگان ما منکر وجود من هستند . بدان که بین خداوند و هیچ کس قرابت و خویشى نیست و هر کس منکر وجود من باشد از من نیست؛ و راهى که او مى‏رود راه پسر نوح است. و راهى که عمویم جعفر (کذاب) و اولاد او نسبت به من پیش گرفته‏اند، راه برادران یوسف است .

اما فقاع (آبجو) نوشیدنش حرام است، ولى نوشیدن شلماب 14مانعى ندارد.

اما اموالى که شما (به عنوان هدیه) به ما مى‏رسانید ، ما آن را براى پاک شدن شما از گناهان قبول مى‏کنیم، بنابراین ، هر کس مى خواهد به ما برساند، و هر کس نمى‏خواهد قطع کند؛ آنچه خدا به ما داده است ، از آنچه شما مى‏دهید بهتر است .

و اما وقت ظهور من وابسته به اراده خداوند متعال است . کسانى که وقت آن را تعیین مى‏کنند، دروغگو هستند.

و اما حوادثى که براى شما پدید مى‏آید (و حکم آن را نمى‏دانید) پس رجوع کنید به راویان حدیث ما ؛ 15 زیرا آنها حجت من بر شما هستند، و من هم حجت خدا بر آنها هستم.

و اما محمد بن عثمان عمرى که خداوند از وى و از پدرش خشنود باشد ، مورد وثوق من و نوشته او نوشته من است .

و اما محمد بن على بن مهزیار اهوازى ، به زودى خداوند دل او را اصلاح مى‏کند و شک و تردیدش را از وى بر طرف مى‏سازد.

و اما مالى را که براى ما فرستاده‏اى ، پذیرفته نمى‏شود، مگر این که از حرام پاک و پاکیزه گردد و پول زن آواز خوان هم ، حرام است .

و اما محمد بن شاذان بن نعیم ، 16 او مردى از دوستان ما اهل بیت است.

و اما ابوالخطاب محمد بن ابى زینب اجدع 17 ، او و پیروانش ملعون هستند، تو با آنها که عقیده اینان را دارند، رفت و آمد نکن؛ زیرا من ازآنها بیزارم، و پدران من هم از آنها بیزار بودند. و اما کسانى که اموال ما را نزد خود نگاه مى‏دارند، اگر چیزى از آن را براى خود حلال بدانند و بخورند ، مثل این است که آتش خورده‏اند.

و اما خمس 18براى شیعیان ما مباح و براى آنها تا ظهور ما حلال گشته است، تا به واسطه آن ولادتشان پاک باشد، و پلید و آلوده نگردند.

و اما مردمى که از فرستادن آن اموال به نزد ما پشیمان شده‏اند، در دین خدا شک و تردید نمودند، اگر اموالى که به ما داده‏اند ، بخواهند به آنها پس مى‏دهیم، ما نیاز به بخشش کسانى که درباره وجود ما تردید دارند، نداریم.

و اما علت غیبتى که به وقوع پیوسته است ، خداوند مى‏گوید: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید سؤال نکنید از چیزهایى که اگر براى شما آشکار گردد، شما را آزرده کند.» هر یک از پدران من در زمان خود بیعت سلطان طاغوت زمان خود را به گردن گرفتند، ولى من زمانى قیام مى کنم که بیعت هیچ یک از طاغوتها را به گردن ندارم.

و اما چگونگى انتفاعى که مردم در غیبت من از من مى‏برند، همچون انتفاع از خورشید است هنگامى که در پشت ابرها پنهان شود. من امان مردم روى زمین هستم، همان طور که ستارگان امان اهل آسمانها مى‏باشند. بنابراین، سؤالهایى که به شما سودى ندارد ، پرسش نکنید و خود را به خاطر چیزى که نیازى به آن ندارید ، به مشقت نیندازید.براى تعجیل در فرج و ظهور من زیاد دعا کنید که رهایى شما از قید و بندها در دعاء است . سلام بر تو اى اسحاق